باسمه تعالي
طرز برخورد با ديگران :
1/جنس مخالف
هميشه وقتي مي خواهم با کسي زيادي سفره دلمو وا کنم چکشي ناقوس سرم را مي کوبد که: "هي" توکلت کوو ؟! اووي عمو خدا رو ول کردي داري با بندش درد دل ميکني؟ بعد دلم کمي به خودش مي آيد و...
وقتي الف مي خواست با جنس مخالف صحبت کنه نمي دونم چي ميشد مهربون تر مي شد! :
اون دانشجوي محترمه همچين که توي اتاق مسئول گروهمون توي دانشگاه واسه ي جور کردن واحد هاش و چونه زدن ، وارد مي شد زود کرنش مي کرد . باز تعجبي نداره اون کارش گير بود و طبق تفکرات خودش بايد اين جوري خودشو لوس مي کرد براي نامحرم ولي خاک بر سر اون کارشناس گروه. اون ديگه نمودونم چش بود . آخه يکي نيست بگه آخه کارشناس محترم اگه تو سنگيني خودتو حفظ کني همونطوريکه موقع حرف زدن با پسرا انگار ارث باتو مي خواي کسي از دانشگاه اخراجت مي کنه؟!
نه ديگه درد يکي دو تا نيست. تنش مي خواره . يارو رو نگاه مي کني ميبيني با همه بد خلقه ولي تا خانم فلاني از همکارا يا دانشجو ها مياد تو اتاق اين عضلات گونه و لپش عين جيم کري (!) فعال ميشن و تا گوشش مي چسبن : سلاااااااااااام حال شما، چطوري!!! و...
دلم مي خواد اينجور مواقع اين آدمارو با چفيه خفه کنم!!( شوخي کردم بابا نريد بگيد طرف متهجره، تروريسته!!) ولي چيکارش کنم آخه!
اما:
وقتي ب مي خواست با يه جنس مخالف صحبت کنه اصلا خودشو ول نمي کرد و با جديت و مراقبت بيشتري اين کارو مي کرد. در حدي که کارش راه بيافته و وظيفش رو انجام داده باشه.
وقتي مي خواد بره دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه اونم ترم اول يا دوم( يعني تازه وارد اين محيط شده) به خودش قبولونده که اگه با يه نامحرم خواستم حرف بزنم بايد همون جوري باشم که مي خوام فرد ديگه اي با ناموسم حرف بزنه.
اگه ناموس داشته باشه و غيرت بايد اين مطلب رو درک کنه.
اصلا موقعي که با اون خانم دانشجو يا کارمند دانشگاه داره حرف مي زنه دليلي براي لوس کردن خودش پيش اون نمي بينه.
چه دليلي داره براي اينکه کارش تو دانشگاه درحد يک درس دو واحدي راه بيافته حکم خدا رو زير پا بزاره و حريم هاي شرعي و ديني و رد کنه!
آخه بعضي ها وقتي وارد دانشگاه مي شن اعتقاداتشون يه جوره ولي وقتي ميان بيرون همه جوري ميشن!
ب به خودش ميگه خدايا من خيلي راحت مي تونم خودم رو توي اينمحيط آماده ول کنم تا سيل منو ببره و از اونجاييکه سيل خيلي هارو برده منبه تنهايي به جز تومسجد و پايگاه و ... خيلي به عنوان يه آدم دين گريز به چشم نميام. يه آدم سيل زده.
ولي خدايا تو خودت گفتي من به جووني که تو جوونيش خودش رو وقف من کنه به فرشته هام مباهات مي کنم . منم مي خوام براي تو عزيز باشم نه براي مخلوفات تو.
خلاصه اين که ما ها بچه مذهبي ها هم بعضي وقت ها يادمون ميره خط قرمز هارو. توي وبلاگمون يوهو با اون صاحب وبلاگ زيادي صميمي ميشيم، قربون صدقش مي ريم اون هم با حفظِ ظاهر تمام ارزشها ، البته مي دونيم اگه بخوايم اسم صاحب وبلاگ رو تو صرف و نحو تجزيه و تحليل کنيم بايد تاي تأنيث بهش بديم و يا اونو مونث مجازي بشمريم! به هر حال مي دونيم داريم با يه جنس مخالف حرف مي زنيم ولي شل و ول ميشيم. چرا؟؟؟
اصل مطلب:
هميشه ارزش هاي والا مثل فرهنگ شهادت و رسيدن به کمالات انساني از طريق صاف کردن دل و روح ، انسان را به اوج احساسات و پاکي و سادگي مي کشاند، و هميشه خطرناک ترين لحظات براي انسان همان مواقع است.

هميشه وقتي خودرو شما سرعت زيادي داشته باشد با کوچکترين انحرافي، چپ مي کند ولي با سرعت 14 کيلومتر در ساعت هيچ اتومبيلي با ضربه اي کوچک، چپ نمي کند.
مراقب رفتار خود در اوج احساسات و ناحيه خلط عواطف باشيم.